اعمال اعتکاف
اعمال اعتکاف

1) نیت؛ 2) توقف در مسجد جامع شهر یا مساجد چهار گانه معروف؛ 3 کمتر از سه روز نبودن اعتکاف؛ 4) روزه دار بودن معتکف در ایام اعتکاف






اعتکاف در دیگر ادیان و مذاهب

بر ما روشن نیست که شرایط اعتکاف در ادیان دیگر به چه شکل بوده است.

به باور قرآن این عبادت از زمان ابراهیم نیز وجود داشته است که در سورهٔ بقره آیهٔ ی می‌گوید:

البته در مسیحیت رهبانیت که گوشه‌گیری و پرهیز از دنیا و عمل به عبادت بوده، وجود داشته یا خدمت به بیماران صعب العلاج؛ که این‌ها شباهت‌هایی با اعتکاف دارند. ولی به باور قرآن در سورهٔ حدید آیهٔ ۲۷ «در قلبهای کسانی که از مسیح پیروی می کنند، رأفت و رحمت و رهبانیت قرار دادیم، عملی که خود بدان دست زدند و ما آن را بر آنان واجب ننمودیم.» بنابر این قرآن می‌گوید رهبانیت چیزی بوده که مسیحیان خود برای نزدیکی به خدا آن را ساختند، در حالی که اعتکاف عبادتی شرعی در ادیان سابق بوده است.

در میان مسیحیان گاه برای پرستش خدا و در امان ماندن از آزار و اذیت یهودیان و بت‌پرستان، مکان‌هایی خلوت را برای عبادت بر می‌گزیدند، و ماجرای اصحاب کهف از این قرار است.

در تصوف، اعتکاف عبارت است از خالی نمودن قلب از مشغولیات دنیوی و تسلیم نمودن نفس.






امام

اِمام واژه‌ای عربی و به معنای پیشوا و رهبر است که از اصطلاحات خاص دین اسلام است.

این واژه به خودی خود معنی مقدسی ندارد و در قرآن هم برای پیشوایانی که مردم را به سوی خدا هدایت می‌کردند به کار رفته و هم برای پیشوایانی که مردم را به سوی کفر هدایت می‌کرده‌اند. اما غیر از این معنای عام دارای معانی و کاربردهای خاصی در فرهنگ مسلمانان نیز هست.






کاربردها

امام جماعت: هر فردی که پیش‌نماز بایستد و دیگران به او اقتدا کنند. این کاربرد بین تمام مسلمانان مشترک است. از نظر فقه شیعه، امام جماعت باید عادل باشد. به عبارت دیگر نمازگزاران دیگر از او گناه کبیره و یا اصرار بر گناه صغیره ندیده باشند.

رهبر اجتماع: خواجه نصیر الدین طوسی در «تجرید الاعتقاد» امامت را به عنوان «ریاسةٌ عامّةٌ» یعنی ریاست عمومی تعریف می‌کند. این معنی امامت نیز بین تمام مسلمانان جز خوارج مشترک است. البته فرق مختلف شرایط و مصادیق متفاوتی را برای امام در نظر می‌گیرند.

عالمان برجستهٔ دینی: اهل سنت برای برخی از دانشمندان بسیار برجستهٔ دینی، نظیر محمد غزالی و فخر رازی از این لقب استفاده کرده‌اند.

لقب بیانگر تقدس: در برخی کشورهای عربی نظیر عراق، سوریه، لبنان و کشورهایی نظیر ایران و جمهوری آذربایجان عده‌ای از مردم روسیه و بسیاری از مسلمانان اروپایی مردم (شیعه و سنی) بسیاری از افراد مقدس را امام می‌خوانند.







امام در قرآن

در قرآن از سه نفر با عنوان امام یاد شده‌است و آنان ابراهیم و اسحاق و یعقوب هستند.






امامت در نزد شیعیان امامیه

امامت یکی از اصول باور شیعیان است، که به جهت اهمیت آن شیعیان دوازده امامی خود را امامیّه می‌خوانند.

سنگ بنای تشیع مسئلهٔ امامت و حجیت قول و فعل امام است. حجیتی که از علم تام و از یقین به محتوای دین ناشی می‌شود. علمی که از راه اجتهاد کسب نمی‌شود و به شک و حدس و گمان آلوده نیست و لذا صاحب آن، مرجع نهایی در هر چیزی است که به آن دین گفته می‌شود، یا به عبارتی حجت آن دین است.شیعیان برای امامان خود چنین منزلتی را قائل هستند.

اصول دین شیعه: توحید، نبوت، معاد (هر سه مشترک با اهل سنت)، عدل و امامت






امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر از احکام عملی مسلمانان و به نظر شیعیان از فروع دین اسلام است. امر به معروف یعنی دستور دادن یا توصیه کردن از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام آن‌چه از نظر عقل یا شرع اسلام خوب در نظر گرفته می‌شود و نهی از منکر یعنی دستور دادن یا توصیه کردن از سوی فرد مسلمان به دیگران به انجام ندادن آن‌چه به از نظر عقل یا شرع اسلام بد در نظر گرفته می‌شود. این توصیه گفتاری است و شامل جرح نمی‌شود.

در احکام دین، به تمام واجبات و مستحبات معروف و به تمام محرمات و مکروهات منکر گفته می‌شود بنابراین واداشتن افراد جامعه به انجام کارهای واجب و مستحب امر به معروف و بازداشتن آنها از کارهای حرام و مکروه نهی از منکر است. البته در نوشته های دانشمندان دینی امر به معروفی که واجب است، واجب و امر به معروفی که مستحب است، مستحب؛ همچنین نهی از منکری که حرام است، واجب بوده و نهی از منکری که مکروه است، مستحب است.

امر به معروف و نهی از منکر، واجب کفایی است که اگر افرادی - به قدر کفایت - به انجام آن اقدام کنند، از دیگران ساقط می شود. و اگر همهء افراد آن را ترک کرده باشند، چنانچه شرایط آن موجود باشد، همهء آنها ترک واجب کرده اند.






شرایط امر به معروف و نهی از منکر

اول ـ آن که آمر و ناهی، معروف و منکر را بشناسد و یقین داشته باشد بوجوب معروف و حرمت منکر، و ایمن باشد از اشتباه خودش.

دوم ـ آن که احتمال بدهد که امر و نهی او تأثیر داشته باشد، پس اگر احتمال عقلایی ندهد که امر و نهی او اثر دارد، وجوب آن ساقط می‎شود.

سوم ـ آن که کسی که واجب را ترک نموده و یا فعل حرام را به جا آورده، اصرار به آن داشته باشد، پس اگر بداند که مرتدع شده و بعد مرتکب نمی‎شود ساقط می‎شود.

چهارم ـ آن که واجب بودن معروف و حرام بودن منکر در حق فاعل، منجَّز و ثابت باشد و در ترک واجب و فعل حرام عذری نداشته باشد، پس اگر فاعل معتقد باشد به مباح بودن فعل حرامی و یا به جواز ترک واجبی در این صورت امر به معروف و نهی از منکر، ساقط می‎شود. و همین طور است در هر موردی که تارک واجب و فاعل حرام عذر داشته باشد. بلی از راه تنبیه غافل و ارشاد جاهل، تنبیه و ارشاد، لازم است.

پنجم ـ آن که در امر و نهی او مفسده و ضرری نباشد، پس با احتمال عقلایی به ضرر و مفسده، ساقط می‎شود.






تعریف معروف و منکر

امر به معروف و نهی از منکر با وجود برخی شرایط واجب می‌باشد و در صورت نبود آن شرایط تکلیف ساقط می‌شود و آن‌ها عبارتند از:

کسی که امر یا نهی می‌کند، بداند آنچه را که دیگری انجام می‌دهد حرام است و آنچه را ترک کرده، واجب است، پس هرکس نمی‌داند این عمل که او انجام می‌دهد جلوگیری واجب نیست.
آنکه در امر به معروف یا نهی از منکر مفسده ای وجود نداشته باشد یا ضرری متوجه کسی نشود ، مثلاً باعث نشود که آبروی شخص مسلمان ریخته شود یا ضرر مالی یا جانی به کسی برسد .
احتمال بدهد که امر به معروف یا نهی از منکر اثر کند . پس اگر یقین به عدم اثر آن دارد ، واجب نیست
خود شخص آمر به معروف یا ناهی از منکر ،آن معروف را ترک نکرده یا فاعل به آن منکر نباشد . مصداق مثل معروف که رطب خورده منع رطب کی کند







مراتب امر به معروف و نهی از منکر

برای امر به معروف و نهی از منکر، مراتبی است که اگر با عمل به مرتبه پایین‌تر، مقصود حاصل شود؛ عمل به مرتبهٔ بعدی جایز نیست و آن مراتب چنین است:

با معصیت کار طوری عمل شود که بفهمد به سبب انجام آن گناه با او اینگونه عمل می‌شود مثل اینکه از او روبرگرداند یا با چهره عبوس با او برخورد کند، یا با او رفت‌وآمد نکند.
امر و نهی با زبان؛ یعنی به کسی که واجبی را ترک کرده دستور دهد که واجب را به جا آورد و به گناهکار دستور دهد که گناه را ترک کند.
استفاده از زور، برای جلوگیری از منکر و برپایی واجب؛ یعنی زدن گناهکار (بنابر فتوای آیت الله خامنه‌ای مواردی که امر به معروف و نهی از منکر متوقف بر چیزی بیشتر از امر و نهی زبانی باشد، اگر در سرزمینی باشد که دارای نظام و حکومت اسلامی است و به این فریضه اسلامی اهمیت داده می‌شود، احتیاج به اذن حاکم و مسئولین ذی‌ربط و پلیس محلی و دادگاههای صالح دارد)







احکام امر به معروف و نهی از منکر

فراگیری شرایط امر به معروف و نهی از منکر و موارد آن واجب است، تا انسان در امر و نهی مرتکب خلاف نشود.
اگر بداند یا احتمال دهد که امر ونهی‌اش با تکرار موثر است، واجب است تکرار کند.
اگر بداند یا احتمال دهد، که نهی او در حضور جمع موثر است نه تنهایی، اگر انجام دهنده، آن عمل را بطور آشکار انجام می‌دهد جایز بلکه واجب است او را در جمع نهی کند و اگر چنین نیست بنا بر احتیاط واجب جایز نیست.







آداب امر به معروف و نهی از منکر

مانند طبیبی دلسوز و پدری مهربان باشد.
قصد خود را خالص کند و تنها برای رضای خدا اقدام کند و عمل خود را از هرگونه برتری جویی پاک گرداند.
خود را پاک و منزه نداند، چه بسا همان که اکنون از او خطایی سرزده است، دارای صفات پسندیده‌ای باشد که مورد محبت الهی است، هرچند این عمل او هم‌اکنون ناپسند و مورد غضب الهی باشد.







امر به معروف و نهی از منکر در قرآن

و لتکن منکم امة یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون؛ و باید از میان شما گروهی مردم را به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته وا دارند و از زشتی باز دارند و آنان همان رستگارانند.(سوره آل عمران آیه ۱۰۴)

كنتم خير امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون باللَّه

شما بهترین امتی هستید که برای مردم پایدار شده‌اید به کار پسندیده فرمان می‌دهید و از کار ناپسند باز می‌دارید و به خدا ایمان دارید.(سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۱۰)

والمؤمنون و المؤم‌نات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر

و مردان و زنان با ایمان، دوستان یکدیگرند که به کارهای پسندیده وا می‌دارند و از کارهای ناپسند باز می‌دارند. (سوره توبه آیه ۷۱)






امر به معروف و نهی از منکر در سخنان اهل بیت

علی بن ابی‌طالب: پایندگی شریعت به امر به معروف و نهی از منکر و برپاداشتن حدود است.
محمد امین پیامبر اسلام: امت من تا زمانی که امر به معروف و نهی از منکر می نمایند و به کارهای نیک دعوت می کنند، پیوسته در خیر و سعادت به سر می برند؛ ولی در صورت ترک آن، برکات از آنان گرفته می شود و بعضی از آنان بر بعضی دیگر مسلط خواهند شد و نه در آسمان یاوری خواهند داشت و نه در زمین»

علی بن ابی‌طالب امام اول شیعیان: نفرین خدا بر کسانی که به خوبی فرمان می‌دهند و خود آن را فرو می‌گذارند و بر کسانی که از زشتی باز می‌دارند و خود مرتکب آن می‌شوند.

علی بن ابی‌طالب: کسی که در برابر منکر با دل و دست و زبان خویش اعتراض نکند، او مرده‌ای است در میان زندگان.

علی بن ابی‌طالب: خداوند امر به معروف را بخاطر اصلاح توده مردم واجب فرمود.

محمد باقر امام پنجم شیعیان: همانا امر به معروف و نهي از منكر، راه پيامبران و شيوه صالحان است. فريضه بزرگي است كه در پرتو آن واجبات ديگر، اقامه مي‏شود، راهها ايمن، درآمدها حلال، مظالم به صاحبان اصلي مسترد، زمين آباد شده، حق از دشمنان باز پس گرفته و امر (حكومت) تحكيم مي‏يابد.







امر به معروف و نهی از منکر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

در اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به این جهت توجه ویژه و تاکید و تصریح گشته است. «در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر، امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه ای است همگانی و متفاوت بر عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت، شرائط و حدود و کیفیت آن را قانون تعیین می کند». (والمومنون بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر). با توجه به اصل هفتم از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، لازم است که نظام اسلامی باید وزارتخانه، سازمان، مرکز وگروهی را با هر نام مناسب تشکیل دهد که وظیفه این گروه، همان اجرای صحیح قانون زندگی ساز امر به معروف و نهی از منکر باشد که خود پشتوانه ای محکم برای قدرتمندی نظام و برای حفظ مصالح آحاد مردم و جامعه انسانی اسلامی است. خدای متعال، پس از آن که دستور می فرماید بر این که برادری واتحاد در پرتو توحید را مستحکم سازید و همواره از تفرق و پراکندگی دوری جوئید وبا این که قبلاً متفرق و دشمنان یکدیگر بودید، امروز با نعمت اسلام قدر نعمت اخوت را بدانید می افزاید: (ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر واولئک هم المفلحون). «و باید از میان شما گروهی و امتی باشند که به خیر و نیکی دعوت نمایند، وامر به معروف و نهی از منکر کنند و اینان همان رستگارانند».






امر به معروف و نهی از دیدگاه آیت‌الله روح الله خمینی

امام خمینی به این وظیفه همگانی که نظارت غیر رسمی محسوب می شود اشاره و می گوید: «امر به معروف و نهي از منكر دو اصلي است در اسلام كه همه چيز را مي‌خواهد اصلاح كند. يعني با اين دو اصل مي‌خواهد تمام قشرهاي مسلمين را اصلاح بكند، به همه مأموريت داده، به همه، به تمام افراد زير پرچم مأموريت داده كه بايد وادار كنيد همه را به كارهاي صحيح و جلوگيري كنيد از كارهاي فاسد»






امر به معروف و نهی از دیدگاه آیت‌الله دکتر مرتضی مطهری

مرتضی مطهری نیز امر به معروف و نهی از منکر را وسیله ای برای پیشبرد اهداف اسلامی ترجمه کرده و می آورد: «... تمام هدف های مثبت اسلامی داخل در معروف و تمام هدف های منفی اسلامی داخل در منکر است، و گرچه در امر به معروف و نهی از منکر تعبیر امر و نهی هست ولی با توجه به قرائنی ...، مقصود از آن تنها امر و نهی لفظی نیست، بلکه مقصود استفاده کردن از هر وسیله مشروع برای پیشبرد هدف های اسلامی است. پس اگر بخواهیم روح امر به معروف و نهی از منکر را با ترجمه و تعبیر فارسی خودمان بیان کنیم باید بگوییم: لزوم استفاده از هر وسیله مشروع برای پیشبرد اهداف اسلامی.»


امر به معروف و نهی از دیدگاه آیت‌الله سید علی خامنه‌ای

آیت‌الله خامنه‌ای در مورد شرایط نهی از منکر تصریح می‌کند:

البته اين هيچ مجوّز آن نيست كه كسانى به بهانه اين‏كه اطمينانشان سلب شده، قانون‏شكنى كنند. قانون‏شكنى جرم است. تخلّف از قانون و خروج از مدار قانونى براى مقابله با هر چيزى كه به نظر انسان منكر مى‏آيد - بدون اجازه حكومت - خودش يك جرم است؛ مگر نهى از منكر زبانى، كه بارها گفتيم نهى از منكر زبانى جايز و واجب و وظيفه همه است و در هيچ شرايطى هم ساقط نمى‏شود؛ اما آن‏جايى كه نوبت اجرا و عمل برسد، همه بايد طبق قوانين عمل كنند. هيچ چيزى مجوّز اين نيست كه بگويند چون نيروى انتظامى و قوّه قضايّيه عمل نكردند، خودمان وارد ميدان شديم؛ نخير، آن روزى كه لازم باشد مردم براى حادثه‏اى خودشان وارد عمل شوند، رهبرى صريحاً به آنها خواهد گفت.


نهادهای متولّی امر به معروف و نهی از منکر در حکومت ایران

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای عمومی است، ولی علاوه بر این، در جمهوری اسلامی نهادهایی به طور ویژه این فریضه را دنبال می کنند. از جمله مهمترین این نهادها ستاد احياء امر به معروف و نهي از منکر است که طبق آن چه در اساسنامه خود آورده، «احياء فريضه امر به معروف و نهي از منکر در جامعه اسلامي» را هدف خود می داند. این ستاد در سال 1372 به ریاست آیت الله احمد جنتی تشکیل و شروع به کار نمود.

همچنین با هدف اجرای این فریضه و تعالی جامعه، «طرح امر به معروف و نهي از منكر» در سال 1389 در مجلس شورای اسلامی مطرح شد. طبق این طرح «به منظور سياستگذاري در زمينه فريضه امر به معروف و نهي از منكر و گسترش فرهنگ آن در جامعه و ساماندهي امور مربوط به اين فريضه، نظارت بر كليه فعاليتهاي دولتي، غير دولتي و مردمي و هماهنگي بين دستگاهها، شورايي به نام «شوراي سياستگذاري امر به معروف و نهي از منكر» به ریاست نماینده مقام معظم رهبری در شورا تشکیل می شود.»

علاوه بر اینها، طرح تأسیس «سازمان امر به معروف و نهی از منکر» هم اکنون در کارگروه کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی قرار دارد.






امیرالمؤمنین
امیرالمؤمنین در لغت به معنی «امر کننده و فرمان دهنده به مؤمنان» است.






کاربرد لقب

این لقب با مضمون سیاسی و دینی در منابع اسلامی در بین مسلمانان رواج داشته است. شیعیان معتقدند این لقب در زمان محمد برای علی بن ابی‌طالب به کار می رفته است ولی اهل سنت عقیده دارد بعد از درگذشت محمد، عمربن خطاب اولین خلیفه ای بود که لقب امیرالمؤمنین را برای خود به کار برد. ابن خلدون عبدالله ابن جحش، برخی دیگر عمرو عاص و عده‌ای نیز مغیرة بن شعبه را اولین کسانی می‌داند که به عمر این لقب را دادند؛ هرچند عبدالله ابن جحش قبل از خلافت عمر مرده و نمی‌توانسته اعطا کننده این لقب باشد.






اهل سنت

مسلمانان اهل سنت از لقب امیرالمؤمنین برای همهٔ خلفای راشدین، اموی و عباسی استفاده کرده‌اند.






شیعیان

شیعیان دوازده امامی لقب و عنوان امیرالمؤمنین را منحصر به علی بن ابی‌طالب می‌دانند و نه تنها استعمال این لقب را برای خلفای راشدین و غیر راشدین جایز نمی‌دانند که حتی آن را از خصایص علی بن ابی طالب دانسته و به کاربردن این لقب را برای سایر امامان خود هم جایز نمی‌دانند(مگر در حال تقیه که به کابردن این لقب برای غیر از علی بن ابیطالب هم گاهی به کار رفته است). دلیل شیعیان بر این امر این است که محمد این لقب را برای علی به کار برده و دیگران را از نامگذاری بدان نهی کرده است. اما شیعیان اسماعیلیه آن لقب را برای خلفای فاطمی نیز استفاده می‌کنند و زیدیه آن را برای هر امامی علوی که امامتش را با جنگ بنیان نهاده استفاده می‌کنند. شیعیان دوازده‌امامی استدلالشان باتوجه به حدیثی از پیامبر اسلام است.






انفاق

اصطلاح اِنفاق در قرآن و کتب اسلامی به معنی بخشش مال به فقیران برای کسب رضای خداست است و در نزد عارفان به منزله کمال بخشش است. انفاق از ریشه «ن-ف-ق» است که به گفته راغب در مفردات به معنی «کم‌شدن» است.






انفاق در قرآن

در سوره بقره آیه ۲۶۲ و ۲۶۳ آمده‌است:

کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، سپس در پی آنچه انفاق کرده‌اند، منّت و آزاری روا نمی‌دارند، پاداش آنان برایشان نزد پروردگارشان محفوظ است، و بیمی بر آنان نیست و اندوهگین نمی‌شوند.(۲۶۲) گفتاری پسندیده در برابر نیازمندان و گذشت از اصرار و تندیِ آنان بهتر از صدقه‌ای است که آزاری به دنبال آن باشد، و خداوند بی‌نیاز بردبار است. (۲۶۳)

سید محمدحسین طباطبایی در تفسیر این آیات انفاق را جزو حق‌الله و حق‌الناس می‌داند و بر دو دسته می‌شمارد: انفاق واجب مانند زکات، خمس و کفاره گناهان و انفاق مستحب مانند صدقات، بخشش‌ها و وقف‌ها که واجب نیستند. او دلایل اصلی تاکید بر انفاق را تعدیل ثروت‌ها، کم کردن فاصله طبقاتی و ایجاد برادری بین مسلمین می‌داند. طباطبایی براساس آیات فوق شرایط زیر را برای انفاق صحیح می‌شمارد: انفاق باید در راه خدا، از مال پاک و بدون منت و آزار واذیت به فقیرانی که در راه خدا فقیر شده‌اند باشد.

همچنین بر اساس آیه ۶۷ سوره فرقان گفته شده که مومن نباید در انفاق زیاده‌روی کند یا بخل بورزد، بلکه باید راهی متعادل در پیش بگیرد:

و کسانی‌اند که چون انفاق کنند، نه ولخرجی می‌کنند و نه تنگ می‌گیرند، و میان این دو روش حد وسط را برمی‌گزینند.






اهل بیت
اهل بیت (به عربی:أهل البیت) عبارتی به زبان عربی است و به معنای واقعی کلمه به معنی مردمِ خانه یا خانواده‌ی خانه است. عبارت "اهل بیت" در عربستان قبل از ظهور اسلام برای اشاره به قبیله یا طایفه‌ی یک شخص استفاده می‌شد که توسط خانواده‌ی حاکم بر یک قبیله انتخاب می‌شد. در سنت اسلامی این اصطلاح برای خانواده‌ی پیامبر اسلام استفاده می‌شود. اهل بیت به طور ویژه‌ای برای مسلمانان شیعه مهم هستند زیرا شیعیان عموماً احادیث را از اهل بیت و یا نزدیکان آنها استناج می‌کنند.
در اسلام شیعه اهل بیت مرکز اسلام و مفسر قرآن و سنت هستند. شیعیان باور دارند که آنها جانشین پیامبر هستند و شامل محمد، فاطمه، علی، حسن، حسین (به طور کلی معروف به اصحاب کسا"رداپوش")و سایر امامان می‌شود. نظرات مختلفی در مورد قلمرو و اهمیت اهل بیت وجود دارد.
در اسلام سنی اهل بیت پیامبر شامل زنان پیامبر، دخترش فاطمه، علی و دو فرزندش حسن و حسین می‌شود. باقی سنی‌ها تمام نوادگان محمد را و بعضی اوقات نوادگان عمویش عباس ابن عبدالمطلب را نیز اهل بیت می‌دانند. در تفکر شیعه و سنی هر مسلمانی وظیفه دارد به اهل بیت عشق بورزد.






معنای اهل بیت

عبارت"اهل" حاکی از اعضای خانواده‌ی یک مرد شامل مردان قبیله، نزدیکان و خویشاوندان زن (یا زنان)و بچه‌ها می‌شود.
عبارت"بیت" به معنی منزل یا مسکن که شامل چادر و ساختمان می‌شود. اهل بیت به معنای تمام اعضای خانواده‌ی یک مرد و یا تمام کسانی که با او زندگی می‌کنند می‌شود. اهل بیت حالت مودبانه‌ی خطاب قرار دادن خانواده یا زن خانواده است. عبارات زیر همه یک معنی دارند:1
.اهل البیت: مردم خانه 2.اهل النبی: خانواده‌ی پیامبر 3.اهل بیت النبی: خانواده‌ی خانه‌ی پیامبر






تفسیر

بحث‌های زیادی درباره اینکه چه کسانی اهل بیت هستند شده. هرچند که اختلافات زیادی بوده ولی یک اجماع بین شیعه و سنی هست که حدیث "اهل کسا" ویژه‌ی علی، فاطمه، حسن و حسین اعضای خانه با مالکیت محمّد است و در آیه‌ی 32 و 33 قرآن به آن تاکید شده است:
ای زنان پيغمبر، شما مانند ديگر زنان نيستيد (بلکه مقامتان رفيع‌تر است) اگر خدا ترس و پرهيزکار باشيد، پس زنهار نازک و نرم (با مردان) سخن مگوييد مبادا آن که دلش بيمار (هوا و هوس) است به طمع افتد (بلکه متين) و درست و نيکو سخن گوييد. ( 32 ) و در خانه‌هايتان بنشينيد و آرام گيريد (و بي‌حاجت و ضرورت از منزل بيرون نرويد) و مانند دوره جاهليت پيشين با آرايش و خود آرايي بيرون نياييد، و نماز به پا داريد و زکات (مال به فقيران) بدهيد و از امر خدا و رسول اطاعت کنيد. خدا چنين مي‌خواهد که هر رجس و آلايشي را از شما خانواده (نبوت) ببرد و شما را از هر عيب پاک و منزه گرداند (ذيل آيه موافق اخبار شيعه و اهل سنت راجع به شخص پيغمبر و علي و فاطمه و حسنين عليهم السّلام است و اگر راجع به زنان پيغمبر بود بايستي ضمير مؤنث-عنکنّ-ذکر شود و به سياق جمل صدر آيه باشد). ( 33 ) و از آن همه آيات الهي و حکمتي که در خانه‌هاي شما تلاوت مي‌شود متذکر شويد (و پند گيريد، و بدانيد) که همانا خدا را (به خلق) لطف و مهرباني است و (به حال همه) آگاه است.






اهمیّت
اهل بیت در قرآن

اهل بیت در قرآن در جاهای مختلفی ذکر شده است. یکی از مهمترین آن‌ها آیهٔ ۳۳ سورهٔ الاحزاب است:
و در خانه‌هایتان بنشینید و آرام گیرید و مانند دورهٔ جاهلیت پیشین با آرایش و خودآرایی بیرون نیایید، و نماز به پا دارید و زکات (مال به فقیران) بدهید و از امر خدا و رسول اطاعت کنید. خدا چنین می‌خواهد که هر رجس و آلایشی را از شما اهل بیت ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند. (۳۳)

همچنین در آیهٔ ۲۳ سورهٔ الشوری، به نزدیکان پیامبر اسلام اشاره می‌کند:
این (بهشت ابد) همان است که خدا به بندگانی که ایمان آورده و نیکوکار شدند بشارت آن را داده است. بگو: من از شما اجر رسالت جز این نخواهم که مودّت و محبّت در حقّ خویشاوندان منظور دارید و هر که کاری نیکو انجام دهد ما نیز در آن مورد بر نیکویی‌اش بیفزاییم که خدا بسیار آمرزندهٔ گناهان و پذیرندهٔ شکر بندگان است. (۲۳)

در این آیه خدا به محمد دستور می‌دهد تا از پیروانش بخواهد که به خویشاوندانش عشق بورزند.






دیدگاه تاریخی

به بگفته فرانسیس ادواردز پیترز، استاد بازنشسته دانشگاه نیویورک در رشته اسلام و خاور میانه شناسی، در پیش از اسلام و در اوایل اسلام، اهل بیت لقب قریش بود و منظور بیت همان خانه کعبه در مکه بود. این کاربرد بعدها تحت شعاع تعبیری قرار گرفت که باری سیاسی داشت و در مورد آیه ۳۳ سی و سومین سوره قران(احزاب) نقل می‌شد. سرچشمه این تعبیر بعد از کشته شدن عثمان و اوایل دوران اموی، همزمان با شروع رقابت خاندان اموی و علی بر سر خلافت است. در تعبیر فوق منظور از اهل بیت خانواده پیامبر و بطور خاص علی، فاطمه، حسن و حسین است. بگفته پیتر، بدنبال این تعبیر احادیثی به نقل از محمد در مورد این آیه رواج یافت از جمله حدیث پنج تن آل عبا.






دیدگاه سنتی اسلامی

در قرآن این واژه برای خاندان ابراهیم به‌کار رفته و به آنان بخشایش و برکت آسمانی را نوید داده‌است. همچنین در جای دیگر، این واژه برای اشاره به خاندان محمد به‌کار برده و گفته که خداوند، می‌خواهد آنان را از هرگونه زشتی و پلیدی بپیراید. همه مفسران شیعه و برخی از مفسران اهل سنت مراد این آیه را پنج تن آل عبا، یا اصحاب کساء دانسته‌اند: پیامبر اسلام، علی، فاطمه، حسن و حسین. این نظریه بر اساس روایات شیعه و سنی مانند حدیث کساء، حدیث مباهله، و حدیث مودت قربی است.

در باور شیعیان مقصود از اهل بیت در احادیثی چون حدیث ثقلین، حدیث سفینه و حدیث نجوم، امامان دوازده گانهاند؛ زیرا به دلایل عقلی و نقلی منزلتی که در این احادیث آمده تنها برای آنان ثابت است؛ چنانچه جمعی از اهل سنت هم به آن تصریح کرده‌اند. شیعیان بر اساس دلایل یادشده و شواهدی که در تاریخ اسلام وارد شده‌است، معتقدند که واژه اهل بیت صرفاً به چهارده معصوم اطلاق می‌گردد و بنا بر آن شواهد، حتی همسران پیامبر خدا(ص) نیز از دایره اهل بیت(ع) خارج‌اند، هر چند به عنوان همسر پیامبر خدا جایگاه آنان محفوظ است

اما اهل سنت در مورد مصداق این آیه دیدگاه‌های گوناگونی دارند. برخی پنج‌تن اهل کساء، برخی همسران پیامبر، برخی آل هاشم و برخی دیگر منسوبان و نزدیکان پیامبر را مصداق این آیه دانسته‌اند.





توحید
توحید به معنای یکتاپرستی مهم‌ترین اصل از اصول دین اسلام است.






تاریخچه یکتاپرستی

قرآن انسان را به طور ذاتی و از ابتدا یکتاپرست می‌داند:

پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی این دین کن، با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته‌است. آفرینش خدای تغییرپذیر نیست. این است همان دین پایدار، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند. (روم ۳۰)

اقسام توحید

توحید ذاتی
توحید صفاتی
توحید افعالی
توحید عبادی
توحید خالقیت
توحید ربوبیت
توحید مالکیت
توحید حاکمیت
توحید در قانون گذاری







کیفیت یکتاپرستی

آمده‌است گروهی نزد پیامبر اسلام آمدند و از او خواستند خداوند را برای ایشان توصیف نماید. در پاسخ سوال کنندگان سوره توحید نازل شد:

بگو او خداوند یگانه‌است (۱) خداوند صمد (۲) نه فرزند آرد و نه از کسی زاده‌است (۳) و او را هیچ کس همتا نیست (۴) (توحید)

وینسنت کرنل، اسلام پژوه، در شرح مفهوم توحید در اسلام جملات زیر را از علی بن ابی‌طالب نقل می‌کند:

این سخن که خداوند یکی است، بر چهار قسم است: دو قسم از آن چهار قسم بر خداوند جایز نیست، دو قسم در مورد خداوند صحیح است.

اما آن دو قسمی که صحیح نیست، سخن کسی است که با گفتن یک، عدد را در نظر گرفته‌است. این جایز نیست زیرا خداوند چیزی که یک بوده و دومی ندارد، در مبحث اعداد وارد نمی‌شود. مگر نمی‌بینی که هر کس بگوید: خداوند یکی از سه نفر است کافر است و نیز کسی که بگوید: او یکی از مردم است و قصدش نوعی از جنس باشد در مورد خداوند صحیح نیست. زیرا این شباهت دادن است و پروردگار ما، از این سخن بالاتر است.
اما آن دو قسمی که در مورد او صحیح است، سخن کسی است که می‌گوید: او، یگانه‌ای است که در میان اشیا، شبیهی برای او وجود ندارد. پروردگار ما این چنین است و سخن کسی که می‌گوید: او در معنا و حقیقت یگانه‌است به این معنا که در وجود و در عقل و خیال هیچ‌کس تقسیم‌پذیر نیست قابل درک نیست. پروردگار ما این چنین است.
page1 - page2 - page3 - page4 - page5 - page7 - page8 - | 5:13 pm
استان گیلان
استان گیلان، از استان‌های شمالی ایران است. دربارهٔ نام گیلان و معانی واژهٔ گیل، نظرات متفاوتی ابراز شده‌است. لغت‌نامه دهخدا، واژهٔ گیلان را برگرفته از «گیل»، به‌اضافهٔ پسوند مکان «ان»، به معنای محل سکونت گیل‌ها دانسته و افزوده‌است که صورت این واژه در زبان پهلوی، گِلان (Gelan) و نزد یونانی‌ها گِلای (Gelae) بوده‌است.این استان، دارای مرز بین‌المللی از طریق آستارا با جمهوری آذربایجان است که از شمال به کاسپین و کشور آذربایجان، از غرب به استان اردبیل، از جنوب به استان زنجان و قزوین و از شرق به استان مازندران محدود می‌شود. مساحت گیلان ۱۴٬۰۴۴ کیلومترمربع و جمعیت آن طبق سرشماری ۱۳۹۱، ۲،۴۸۰٬۸۷۴ نفر است.گیلان دهمین استان پرجمعیت و بیست و هشتمین استان وسیع ایران است. تراکم جمعیت در این استان با ۱۷۷ نفر در هر کیلومترمربع جایگاه سوم را در ایران دارد. کلانشهر رشت با داشتن ۴۶ درصد جمعیت کل استان

، مرکز و پرجمعیت‌ترین شهر استان گیلان و دوازدهمین شهر پرجمعیت ایران و پرجمعیت‌ترین شهر سه استان ایران در ساحل دریای خزر است. از دیگر شهرهای پرجمعیت این استان می‌توان به ترتیب به شهرهای بندر انزلی، مهمترین بندر ایرانی در حاشیه دریای خزر، لاهیجان، تالش، لنگرود، رودسر، بندر آستارا، فومن و اشاره کرد.





طبیعت گیلان، پوشیده از جنگل و دارای آب و هوای معتدل و مرطوب است. این استان شامل مناطق سرسبز شمال غربی رشته‌کوه البرز و بخش غربی کرانه‌های جنوبی دریای خزر است.
استان گیلان از سال ۱۳۴۴ در تقسیمات کشوری ایران به عنوان استان مستقل وارد شد. این منطقه پیش از آن ولایت گیلان و استان یکم خوانده می‌شد.سنت مقاومت در برابر اشغالگران موضوعی تکراری در نوشته‌های نویسندگان و تاریخ‌نگاران محلّی و ملی‌گرا می‌باشد (از جمله صادق هدایت، احمد کسروی، غلام حسین صادقی، محسن عزیزی). این‌ها گیلان را در طول تاریخ به گفته‌ی مینورسکی «پرچم‌دار ایران‌گرایی (ایرانیسم)» می‌دانند.




جغرافیا
زمین‌شناسی
گیلان انتهای غربی رشته کوه البرز و بخش غربی جلگه‌های حاشیه دریای خزر ایران را دربر می‌گیرد. دره عرضی عمیق سفیدرود بین منجیل و امامزاده هاشم کمربند کوهستانی را قطع می‌کند. در شمال غرب، ارتفاعات تالش به صورت حوضه‌ای پیوسته امتداد دارند و گیلان را از آذربایجان جدا می‌کنند. جز در انتهای شمالی در حیران واقع در انتهای دره آستاراچای که از ارتفاع ۱۶۰۰ متر فراتر نمی‌رود، ارتفاع همه آن مناطق بالای ۲۰۰۰ متر است و سه قله بالای ۳۰۰۰ متر بغرو داغ (۳۱۹۷ متر)، عجم داغ (۳۰۰۹ متر) و شاه معلم یا ماسوله داغ (۳۰۵۰ متر) دارد. در بخش شرقی و شمال شرقی آنها جریانهایی موازی به پایین به سوی دریا جریان دارد که منجر به الگویی شانه‌ای‌شکل می‌شود. البرز غربی خود در شرق دره سفیدرود پهن‌تر و پرپیچ‌وخم‌تر است و سه دامنه موازی دارد؛ نماینده جنوبی‌ترین و پست‌ترینشان در گیلان آسمانسرا کوه (۲۳۷۵ متر) در منطقه عمارلو ست؛ دامنه متوسط پیوسته‌تر است؛ از کوه درفک (۲۷۳۳ متر) تا کرم کوه (۳۳۸۹ متر) ادامه دارد، درحالی که دره عرضی پلرود کلاچای مشخصاً دامنه شمالی را به ناتشکوه (۲۳۸۷ متر) و کوه سمام یا سماموس (۳۶۸۹ متر) که بلندترین نقطه گیلان است تقسیم می‌کند. همه این کوهها ساختار زمین‌شناسی و تاریخ زمین‌ساختی بسیار پیچیده‌ای دارند که آنها را به مجموعه ساختاری مرکز ایران مربوط می‌کند. لرزه‌خیزی بالا گواه فعال بودن فرایند کوه‌سازی ست، زلزله ۳۱ خرداد ۱۳۶۹، دو شهر منجیل و رودبار را تقریباً ویران کرد و حدود چهل هزار نفر را کشت و صدها روستا را تخریب کرد.

بیش از ۴۰ رودخانه در گیلان جریان دارند که مهم‌ترین آن‌ها سفیدرود است. دیگر رودهای مهم گیلان آستاراچای، کرگان‌رود، اسالم، دیناچال، شیوه‌رود، عمل‌کنده، وزیرکنده، حسن‌کیاده، دهکا، رود چمخاله، کیان‌رود و پیله‌رود هستند.گرچه همه این کوهها مساحت بیشتری از جلگه‌ها دارند، ولی جلگه‌ها مهمترین ویژگی خاص استان هستند و واژه گیلان هم اغلب به مناطق جلگه‌ای یا خصوصاً به جلگه مرکزی اطلاق می‌شده‌است. این متوازی‌الاضلاع کم‌ارتفاع، با پهنای ۳۵ کیلومتر و طول ۹۰ کیلومتر، ناهمگن بوده قابل تقسیم به دو بخش اصلی است: دلتای سفیدرود در شرق و جلگه فومن در غرب. اولی تماماً توسط سفیدرود، رودی با دبی بالا (۴۵۰ میلیون متر مکعب به طور میانگین) و محتوای آبرفتی بالا ایجاد شده‌است. در بالای رود محتوای آبرفتی قدیمی غلیظ وجود دارد، ولی در پایین آن، شمال آستانه، رود اغلب دارای لای و گل می‌شود، و مسیرش از مسیر سابق شمال شرقیش که در زاویه برجسته دشت در دستک به دریا می‌پیوست عوض کرده و در حال حاضر به سوی شمال جریان یافته و دلتای زنده کوچکتری هنگام پیش رفتن به دریا بین زیباکنار و بندر کیاشهر می‌سازد. جلگه فومنات در غرب رسوبات آبرفتی دریایی و خطوط شنی ساحلی را با رسوبات فراوان ناشی از رودخانه‌های پرشمار سرازیر از ارتفاعات تالش می‌آمیزند. آنها مستقیماً به دریا نمی‌رسند، بلکه در تالاب انزلی یا یک خروجی به دریا جمع می‌شوند از لای ساحل شنی خط ساحلی جمع می‌شوند تالاب در نتیجه رسوبگذاری مستمراً در حال کوچک شدن و پست شدن بوده‌است. در مقابل، جریانات شمال تالش و شرق گیلان که حتی از پلرود هم پرآب‌ترند به اندازه کافی برای خنثی کردن عمل جریان ساحلی رونده بسوی شرق آبرفت نمی‌آورند، و نمی‌توانند جز یک روبان باریک منطقه کم‌ارتفاع تنها با پهنای چند کیلومتر بین آستارا و سفیدرود و در شرق قاسم آباد با پهنای حدود ۱۰ کیلومتر در دهانه پلرود پیرامون کلاچای بسازند.



آب و هوا
مناطق کم‌ارتفاع ساحل دریای خزر به دلیل وضعیت توپوگرافیکشان، دارای نوعی بسیار ویژه از آب و هوای هیرکانی هستند. کل استان گیلان متعلق به این منطقهٔ به طور خاص مرطوب و سبز است: جریانات جوی غالب شمالی-جنوبی، بر فراز دریا مرطوب شده، توسط مانع قوی البرز مجبور به بالارفتن شدید می‌شوند و نتیجتاً در همه سال به فراوانی بر جلگه و کوهپایه شمال غربی رشته کوه می‌بارند. نظام بارش در پاییز (سپتامبر تا دسامبر) وقتی که ناپایداری جوی در بالاترین نقطه خود است حداکثر شدیدی نشان می‌دهد، در زمستان و اوایل بهار متوسط است، در مه تا اوت کمترین مقدار را دارد (ولی عموماً به حد کافی زیاد هست تا بالاتر از حد ماههای خشک بماند). بارندگی متوسط سالانه بین ۱۲۰۰ تا ۱۸۰۰ میلیمتر در طول خط ساحلی متغیر است (۱۲۳۳ در آستارا، ۱۷۵۵ در انزلی)، در گوشه جنوب غربی جلگه به سوی یک منطقه شبه مرطوب کاهش می‌یابد (۱۰۸۶ در فومن و ۸۵۵ در شاندرمن)، و در بخش پست‌تر کوهها دوباره به مقادیر خیلی زیاد تا ۱۵۰۰-۱۸۰۰ میلیمتر (۲۴۰۰ میلیمتر در دره بالای ماسال) می‌رسد. در طول دره سفیدرود، که هر بعدازظهر تابستانی باد شدید شمالی منجیل آن بر آن می‌وزد، کاهشی شدید منجر به منطقه شبه‌خشک مدیترانه‌ای مانند رودبار و منجیل می‌شود.



گونه‌های گیاهی و جانوری
دلیل پوشش گیاهی غنی گیلان ممتاز بودن اقلیم آن است. ناحیه رویشی هیرکانی مانند یک نوار سبز، حاشیه جنوبی دریای خزر و نیمرخ شمالی رشته کوه البرز را پوشانده‌است. این ناحیه رویشی به خاطر حاصلخیزی خاک، تغییرات دما و بارندگی‌های متعدد، حاوی گونه‌های گیاهی زیادی است. جنگل‌های این ناحیه به صورت نسلی دست‌نخورده و سالم، کمربندی از درختان خزان‌کننده دوران سوم زمین‌شناسی را تشکیل می‌دهند. این جنگل‌ها که از آن به نام‌های جنگل‌های مرطوب و یا خزری یاد می‌شود ارزش‌های زیست‌محیطی و اقتصادی زیادی دارند و در زمره میراث طبیعی جهانی محسوب می‌شوند.این ناحیه بخشی از ناحیه رویشی اکسین - هیرکانی است که این ناحیه خود درون منطقه ارو-سیبری است. بعضی گونه‌های ناحیه اکسین-هیرکانی چون درخت آزاد بازمانده گونه های گیاهی فلورا ترشری هستند که پس از دوره های سرمای کواترنری جز در این منطقه در دیگر نقاط نابود شدند.این ناحیه نسبت به مناطق ارو-سیبری و حتی ناحیه رویشی اکسین - هیرکانیویژگیهای خاصی دارد: مخروطیان تقریباً وجود ندارند، سرخدار تنک و تعداد زیادی از گونه‌های بومی که بازمانده گونه‌های گیاهی آرکو-ترشری هستندوجود دارند. بر حسب ارتفاع سه سطح جنگل قابل تمایزند: جنگلهای مخلوط هیرکانی، جنگلهای راش کوهی، و جنگلهای بلوط بلند کوهی و جنگل‌های ممرز. جنگل هیرکانی که زمانی جلگه‌ها را می‌پوشاندند، اکنون بخش عظیمی از بخش اول کوهها تا ارتفاع ۱۰۰۰ متری را می‌پوشانند. این جنگل لایه دار است و لایه‌ای از درختان خیلی بلند مثل بلند مازو، درخت آزاد، و انجیلی و انواع رایجتر افرا و نارون؛ لایه‌ای از درختان کوچکتر مثل لیلکی، کلهو، و شبخسب، شمشاد در نقاط سایه دار و همه انواع درختان میوه وحشی؛ و یک زیربوته با بته‌هایی مثل جل، خاس، خزه، تاک ​​وحشی، پیچک، و دیگر گیاهان خزنده دارد. کوههای با ارتفاع متوسط، حوزهٔ راش شرقی بلند، به همراه بلوط، نمدار، افرا و نارون است. سطح بالای کوهها بین ۱۸۰۰ تا ۲۲۰۰ متر باقیمانده دارای جنگل فقیرتر اوری و ممرز است. مراتع قله‌ای اغلب جایگزین این جنگلهای بالاتر شده‌اند، بعضی هایشان در نقاط بلند یا شیبهای سرپوشیده خصوصیات خشکی زی ویژه نشان می‌دهند. به اصطلاح جزیرهٔ مدیترانه‌ای پیرامون رودبار و منجیل به لحاظ پوشش گیاهی ویژهٔ طبیعی و کشاورزیش یعنی جنگلهای سرو بسیار تنک و درختان زیتونش انگشت نماست.

سوسن چلچراغ در عمارلوی رودبار از گونه‌های منحصر به قرد گیلان است.
تالاب انزلی

تالاب انزلی، به دلیل گیاهان، جانوران و مورفولوژی و شکل بستر، ارتباط با دریا و رژیم رودها دارای محیط زیستی ویژه‌است. گیاهان تالاب به سه دسته غوطه ور، گیاهان شناور و گیاهان حاشیه‌ای تقسیم می‌شود. معروف ترین گیاه تالاب انزلی که شهرت جهانی دارد «لاله مردابی» است که تالاب را به این دلیل تالاب لاله مردابی می‌خوانند. حواصیلها، اردک سانان، مرغابی سانان کشیم بزرگ، کشیم سیاه گردن، یلوه کوچک، کاکایی از پرندگان این تالابند که به دلیل تنوع زیستی بالا محلی مناسب برای مطالعه آنان است.
۹۴ گونه حمایت شده و در معرض خطر انقراض پرندگان در گیلان وجود دارد.پوشش انبوه گیاهی گیلان زیستگاه گونه‌های وحشی چون پلنگ، آهو و بز کوهی بوده‌است اما امروزه به دلیل گسترش سلاح‌های غیرمجاز و افزیش شکار این گونه‌ها تا مرز انقراض پیش رفته‌اند. گیلان یکی از مهم ترین زیستگاههای مرال یا گاو کوهی، یکی از سه گونه گوزن موجود در ایران و بزرگترین گونه آن، است که در جنگل‌های مناطق کوهستانی زندگی می‌کند. در چند سال اخیر با افزایش محیط بانی، تبلیغات و فرهنگ سازی مداوم از شیب کاهش جمعیت این گونه کاسته شده‌است. دیگر گونه منحصر به فرد و کمیاب در گیلان، سمندر باله دار جنوبیاست که اهمیت جهانی دارد.
ساعت : 5:13 pm | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
دوره کاردانی استان گیلان | next page | next page